دکتر مهرداد جعفری ..اصطلاحات باحال 1

He is not stable, he has flaky personality.
ادمه با ثباتی نیست.شخصیته متزلزلی داره
I had a flashback of my school days.
از روزای مدرسم یه مرور ی از خاطراتم رو داشتم
Let’s go to a flick, I love comedies.
بیا بریم به سینما.من عاشق فیلمای کمدی هستم
He flipped out when he saw the killer.
وقتی قاتل رو دید عصبانی شد
The girl is a fox, so attractive.
دختره خیلی جذابهوبسیار دلربا
Dealing is a gravy job.
دلالی کاره بسار راحتیه
The movie was a groovy,
فیلم سینمایی خیلی باحال بود
The plan is gross.
برنامه افتضاحه
The place was grubby.
اونجا کثیف و بهم ریختست
The jacket was grungy.
ژاکت کثیف بود
It was a hairy trip.
سفر خطرناکی بود
Put the hammer to the floor.
پاتو بزار رو پداله گاز.تند تر برون
?Why are you so huffy/teed off today
چرا انقدر خشمگینی امروز؟
If you don’t hustle /hurry up, we’ll be late.
اگر نجمبی دیر می رسیم
I was hyped by the news.
از شنیدن خبر انرژی گرفتم
He got hyper about the trip to London.
از خبر سفر به لندن هیجانی و شاد شد
در این وبلاگ شما زبان آموزان عزیز با اصطلاحات ناب و کاربردی روزمره زبان انگلیسی و ترجمه اشعار و سروده و ترانه های جذاب آشنا می شوید